صفحه نخست دربارۀ ما تماس با ما پیوندها RSS کل مطالب
چهارشنبه 19 بهمن 1390     Wednesday 8 February 2012
نوع مطلب 
روز       ماه       سال       
26 ارديبهشت 1388 13:02

جمعه‌ای که داره می‌آد


دلم می‌خواد داد بزنم
یه عمری‌یه دیوونه‌تَم
نشون به اون نشونی که
کفتر جَلد خونه‌تم

دلم می‌خواد با گریه‌هام
خاک زمینو تَر کنم
عشقتو فریاد بزنم
دنیا رو باخبر کنم

قیمت یک نگاه‌تون
هر چی باشه، خریدمش
قربون اون ...


یه گلم، توی یه گلدون اسیرم
کاشکی بارون بباره روی تنم
می‌دونم باید که منتظر باشم
اگه منتظر باشم، نمی‌شکنم

یه گلم که بی‌تو، دستای خزون
داره گلبرگامو پرپر می‌کنه
به خدا، داغ ندیدنت بازم
داره چشمای منو تر می‌کنه

اگه منتظر باشم،...

24 ارديبهشت 1388 15:02

جاده‌های بارونی


شب روی پنجره چادر می‌کشه
نفس خونه دیگه درنمی‌یآد
هر چی فال گریه‌ها رو می‌گیریم
چیزی از تنهایی بهتر نمی‌یاد

پشت پلکای همیشه بسته‌مون
واسه‌ی قشنگ‌یا جا نداریم
همه‌ی دنیا رو هم به ما بِدَن
سهمی از ترانه اما نداریم

24 ارديبهشت 1388 15:02

جاده‌ها


جاده‌های ملتهب! زمینو زیر و رو کنین
یه نفر تو راهه، رد پاشو جست‌وجو کنین
تا کی این جاده‌ها چِش به را برقصن تا بیای؟
به اقاقیا تا کی وعده بدم فردا میای؟
توی بیت بعد اشکم، باید از را برسی
باید آخر سیاهیای یلدا برسی
آره، تو گم نشدی! غایب واقعی منم
عمری‌...

24 ارديبهشت 1388 15:02

تو تموم آرزومی


عابرم، شکسته از غم
توی کوچه‌های خسته
لحظه لحظه بی‌قراری
بال پروازمو بسته

بی‌تو، شعرم، شعر غربت
بی‌تو، شعرم، شعر غم‌هاس
بی‌تو قسمتم همیشه
یه دلِ عاشقِ تنهاس

کاشکی از سفر بیایی
گل سرخ بی‌خزونم!
تو بگو که تا ...

24 ارديبهشت 1388 15:02

تو بیا که جون بگیرم


یه مترسک تو کویرم
که تو چنگ غم اسیرم
از خدا چیزی نمی‌خوام
به جز این‌که زود بمیرم

قدیما بازی می‌کردم
لای ساقه‌های گندم
تا بمونه نون همیشه
توی سفره‌های مردم

اما حالا دیگه خشکه
همه جای خاطراتم
کجا رفته اون که می‌...

24 ارديبهشت 1388 15:02

پیچکای عاشق


ماه می‌خواد تا جون داره به انتظارت بشینه
تا شاید ببیندت یه شب، کنارت بشینه
آسمون دلش می‌خواد کبوتر حرم بشه
مث پیچکای عاشق رو دیوارت بشینه
چی می‌شد چشمای من، جاده‌ی زیر پات باشه
گاهی با تو راه بیاد، گاهی کنارت بشینه
تو کجایی که تموم ابرا از خدا می‌...

24 ارديبهشت 1388 15:02

پسر فاطمه


خسته شدم بس که نگاهت رو با
تسبیح بی‌بی استخاره کردم
بس که لب غصه‌ی حوض مغرب
بغضامو هر شب پاره پاره کردم

بابا می‌گه کوچه‌ی بن‌بست ما
از عشق تو یه عالمه شهید داد
یه شب تو خوابِ خادمای مسجد
یه خانومی ظهورتو نوید داد

من که دیگه ...

24 ارديبهشت 1388 15:02

پای ما کجا گیره


والّا معصیت داره، از ستاره ترسیدن
تو مرام مردی نیس، خواب ماه وُ دزدیدن
نصف این روزا تاره، نصف این شبا روشن
آیه‌های سرگردون، هی بهونه می‌گیرن
قصه از غم و درده، یک پلان و یک پرده
چشمه‌های خشکیده، چشم‌های پف کرده
زخم این شبای سرد، تازه تازه می‌مونه

24 ارديبهشت 1388 15:02

بیا و از سحر بگو


بیا و از سحر بگو
این شبا مهتاب نداره
برای دیدنت، چشام
یه عمره که خواب نداره

ستاره‌های آسمون
رو می‌شمُرَم، دونه دونه
شاید یکی‌شون از چشام
راز دلم رو بخونه

ستاره‌ها خوب می‌دونن
راز دل سپیده رو
از توی چشما می‌خونن


بگو کدوم ستاره‌ای سر زده از چشای تو؟
کجای بغض آسمون گم شده رد پای تو؟
این همه جمعه و غروب، این همه سقف و پنجره
دنبال تو یه شاعر دیوونه تا کجا بره؟
حق نداره سر بذاره به دشت و کوهای کبود؟
سراغتو بگیره از بنفشه‌های سُرمه سود؟
حق نداره که پشت پا به رسم دنیا بزنه؟

22 ارديبهشت 1388 16:02

بهار بی‌تو


باز عمو نوروز اومده
دوباره باز عید اومده
شکوفه‌ها هزار هزار
سیبای سرخ تو سبده

هوا بَده، هوا بَده
بی‌تو هوا خوب نمی‌شه
هر روزمون بهار باشه
زمستونه باز همیشه

سفره‌های هفت سین‌مون
عطر شما رو کم داره
تا وقتی که شما نیاین

22 ارديبهشت 1388 16:02

باغچۀ رؤیا


می‌رم از باغچه‌ی رؤیا گل نرگس بچینم
تا تو خوابم پا بذاری وُ کنارت بشینم

ای تب رسیدنت، دلیل پیچ و تاب من
عطر باغ پیرهنت، پیچیده توی خواب من

دل من می‌خواد با تو پر بزنه، چی‌کار کنه؟
اون بالا طرح کبوتر بزنه، چی‌کار کنه؟

چی می‌...

22 ارديبهشت 1388 16:02

بارون غم


نمی‌تونم برم از این قصه، عزیزم، چه کنم؟
اگه نشم بارون غم، اگه نریزم، چه کنم؟
نمی‌تونم برم از این قصه که سر سپردنه
صد دفه جون گرفتن وُ آخر قصه مُردنه
نمی‌شه به خیال تو موند وُ غزل غزل نمرد
با غم تو قدم زد و گذشت و لااقل نمرد
از تو نوشتنای من، حدیث بد نویسی‌...

22 ارديبهشت 1388 16:02

ای که منشورِ ظهوری


تو همون میکده‌ای که عاقلا برات هلاکن
صد تا دل، صد تا کبوتر، زیر پاهای تو خاکَن
تو همون معبد عشقی که بلند و پر غُروره
معبدی که بی‌پرستش، خالی از چراغ و نوره
تو بلند هر صدایی رو نُتای گیج و خسته
روی پلک انتظار و رو پُلای تن شکسته
من به زندگی حریصم، کمکم کن که بمیرم

22 ارديبهشت 1388 16:02

اوج خواهش


یه روزی از همین روزا، یکی باید طلوع کنه
غروب تلخ رفتنو یکی باید شروع کنه
قصه‌ی عشق و زندگی که اوج خواهش منه
تشنه‌ی از تو خوندنه، حریصِ با تو رفتنه
از تو شکوفه می‌زنه روح کویر بی‌کسی
خنده می‌شینه رو لب نرگسای دلواپسی
مسافر قصه‌ی ما یه عمریه ...

22 ارديبهشت 1388 16:02

انتظار خورشید


یخ‌زده خونِ تو رَگام، می‌لرزه بی‌تو، دست و پام
مثل یه آدم برفی‌ام که یخ زده حتی صِدام
تو سرزمینِ قلب من، هزار ساله زمستونه
از مُژه‌هام قندیلِ اشک می‌زنه کم‌کم جوونه
خورشید من، بدون تو اَبرا چه حالی می‌کنن
می‌غرن وُ عُقدَشونو این‌...

22 ارديبهشت 1388 16:02

ابر


تکیه می‌زنن به بارون شونه‌های سنگی من
آسمون خیلی حقیره واسه‌ی دلتنگی من
چتر دستاتو که بستی لرزه افتاده به شونم
خیس می‌شه پلک خیابون وقتی از بارون می‌خونم
یاد اون روزا می‌افتم که تو خلوت خیابون
دست به دست هم می‌دادیم زیر چتر خیس بارون
اون ...

22 ارديبهشت 1388 16:02

آیۀ موعود


ای مسافر همیشه
از تو با تو گله دارم
کاش می‌شد بگی که با تو
تا کجا فاصله دارم

تو کدوم زمون می‌گُنجه
لحظه‌ی رسیدن تو؟
چند تا قاب خالی دارم
تو مسیر دیدن تو؟

توی این دفتر بی‌خط
روی این سطر نخونده
به تو ای آیه‌ی موعود

22 ارديبهشت 1388 16:02

آشنای ناشناس


جاده‌های منتظر! پس آخر دنیا کجاس؟
آسمونا ابری‌اَن! خورشید قصه‌ها کجاس؟
اونی که اخم همه غنچه‌ها رو وا می‌کنه
مهتابو تو برکه‌ها، غرق تماشا می‌کنه!
تویی اون حاضر غایب که مخاطب منی
نور جاری ستاره میون شب منی!
خدا با عشق تو، تو کاسه‌ی ...

123