جمعه 29 ارديبهشت 1391 Friday 18 May 2012
|
سه شنبه 22 ارديبهشت 1388
ابر امیر اکبرزاده |
||
تکیه میزنن به بارون شونههای سنگی من
آسمون خیلی حقیره واسهی دلتنگی من
چتر دستاتو که بستی لرزه افتاده به شونم
خیس میشه پلک خیابون وقتی از بارون میخونم
یاد اون روزا میافتم که تو خلوت خیابون
دست به دست هم میدادیم زیر چتر خیس بارون
اون روزا که با من و تو ناودونا غزل میخوندن
کاشکی خاطره نبودن کاشکی تا ابد میموندن
حالا خیس میشه خیابون هر جایی قدم میذارم
من یه ابر دل شکستم که تو تنهایی میبارم
نیستی و آسمونم رو ابرای تیره پوشونده
گریههای زیر بارون از غرورم باقی مونده
کد مطلب : 101
اظهار نظر درباره اين مطلب
ارسال اين مطلب به دوستان |
دريافت فايل مطلب |
نسخه قابل چاپ |











