صفحه نخست دربارۀ ما تماس با ما پیوندها RSS کل مطالب
چهارشنبه 19 بهمن 1390     Wednesday 8 February 2012
شنبه 26 ارديبهشت 1388
چی بگم ...
علی ثابت قدم

آخ! چی بگم از این دل شکسته
از این غمی که تو دلم نشسته
غم نداری، نمی‌دونی غم چیه
نمی‌دونی دردی که دارم چیه!

خنده، ولی خنده‌های دروغی
گریه، ولی گریه‌ها پشت پرده‌ست
تو زندگی راهی واسم نمونده
هر جا که می‌رم، می‌خورم به بن‌بست

یه هم‌زبون از کجا پیدا کنم؟
سفره‌ی دل رو پیش کی واکنم؟
آره، دیوونم، به خودم می‌خندم
آره می‌خندم، توی غم می‌خندم

خنده، ولی خنده‌های دروغی
گریه، ولی گریه‌ها پشت پرده‌ست
تو زندگی راهی واسم نمونده
هر جا که می‌رم، می‌خورم به بن‌بست

دلم به انتظارِ یه بهاره
بهاری از راه می‌رسه دوباره
می‌گن یکی می‌یاد که مهربونه
دردِ دلِ عاشقا رو می‌دونه

اون که بیاد، دیگه غمی ندارم
یه دنیا شادی رو می‌یارم به دست
وقتی که اون باشه، پر از امیدم
پس دیگه معنایی نداره بن‌بست

کد مطلب : 121
اظهار نظر درباره اين مطلب
آدرس ايميل  
نظر شما  
 نمايش آدرس ايميل
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ