صفحه نخست دربارۀ ما تماس با ما پیوندها RSS کل مطالب
چهارشنبه 19 بهمن 1390     Wednesday 8 February 2012
شنبه 26 ارديبهشت 1388
وقتشه بیای
مریم سقلاطونی

وقتشه بیای و بارون بگیره
زمینای خشک و بی‌حاصل‌مون
شبِ خوبی اومدیم؛ درو کنی
علفای هرزه رو از دل‌مون

قصه اینه که شب قدره و باز
اومدیم تا آبروداری کنی
همه دل‌خوشی‌مون اینه که تو
چشمه‌ای از دل‌مون جاری کنی

کافیه بشکنه سنگی از دلا
از شکافش بزنه آب رَوون
کافیه دعا کنی وُ وابشه
گره‌های سخت و کور و بسته‌مون

یعنی امشب می‌شه اون شبی بشه
که تو دستی بکشی رو سرِ ما
لااقل امشبه رو کم بیارن
پیش‌مون فرشته‌های اون بالا

توی ایوون می‌شینم رو به ضریح
از تو می‌خوام که ما رو دعا کنی
قَسَمت می‌دم به این کبوترا
گره‌های بسته‌مون رو واکنی

کد مطلب : 138
اظهار نظر درباره اين مطلب
آدرس ايميل  
نظر شما  
 نمايش آدرس ايميل
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ