صفحه نخست دربارۀ ما تماس با ما پیوندها RSS کل مطالب
چهارشنبه 19 بهمن 1390     Wednesday 8 February 2012
شنبه 26 ارديبهشت 1388
روز رهایی
امیراکبرزاده

مقصدِو نمی‌بینیم ما
بی‌نگاه روشن تو
باد کجاس تا که بیاره
عطری از پیراهن تو؟

مث مجنون، مث لیلا
سر زدیم واحه به واحه
نفسی باقی نمونده
پاهامون خسته‌ی راهه

سر خورشیدو بریدن
که غروب، دریای خونه
ماهو کشتن پشت ابرا
(همه جا عاشق کُشونه)

بی‌نگاهت آسمون هم
صبحش آفتابی نمی‌شه
هر چقد، روشو بشوره
نگاهش آبی نمی‌شه

کو مسیح نفس تو؟
قحطی هواست این‌جا
زندگی، یه مرگ محتوم
واسه آدماست این‌جا

توی نبض آسمون‌ها
ستاره سوسو نداره
هر گلی بی‌تو شکفته
کاغذی‌یه، بو نداره!

واسه پرواز و پریدن
آسمون محاله بی‌تو
روی دوش هر پرنده
بال و پر، وَباله بی‌تو!

یه روزی که دور و نزدیک
یه روزی روز رهایی
دل من روشن روشن
می‌گه که یه روز می‌آیی...

کد مطلب : 127
اظهار نظر درباره اين مطلب
آدرس ايميل  
نظر شما  
 نمايش آدرس ايميل
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ