تاریخ انتشارسه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۹
کد مطلب : ۱۹۹
۰
plusresetminus
علت غیبت
اختلاف روایات در علت غيبت را چگونه می‌توان توجیه کرد؟
* مقدمه
قبل از تبيين علت و آثار غيبت توجه به يك مقدمه مناسب است :
موارد متعددي از موضوعات وجود دارد كه در آيات و روايات ، آثار و حكمتهاي گوناگوني براي آنها مطرح شده است . اين آثار چون مثبت يكديگر مي باشند لذا بيانگر زوايا و ابعاد آن موضوع مي‌باشند . مثلاً پيرامون نماز كه ارزشمندترين عمل عبادي است مباحث مختلفي وارد شده است : انسان را از فحشا و منكر باز مي دارد ، معراج مؤمن است ، باعث بالا رفتن و اوج گرفتن متقي مي شود ... آيا كسي مي تواند بگويد : چون آثار متعدد گفته شده است پس اصل نماز مورد پذيرش نيست ؟ امر غيبت امام مهدي (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نيز چنين است . بيان عوامل و آثار مختلف مربوط به اصل غيبت نه تنها نافي اصل غيبت نيست، بلكه مثبت آن بوده و ابعاد گوناگون اين امر بزرگ را بيان مي كند .
* تبيين بحث
در منابع شيعي در مورد علت وقوع غيبت براي وصي دوازدهم پيامبر اسلام روايات متعددي آمده است كه هر كدام از جهت و حيثيت خاصي به علت اين واقعه مي پردازند، بنابر اين با اينكه متعدد هستند اما تضاد و اختلافي با هم ندارند .
طبق روايت امام صادق (علیه السلام) علت اصلي غيبت بيان نشده است زيرا افراد ظرفيت فهم و پذيرش آن را ندارند . از اين روايت مشخص مي شود مواردي كه در ساير روايات به عنوان علت غيبت بيان شده است علت اصلي نيست بلكه حكمت است و تنها براي روشن شدن نسبي علت غيبت بيان گرديده اند تا قبو ل چنين حادثه عظيم و دردناكي براي شيعيان كمي آسان تر و قابل پذيرش‌تر شود .
براي روشن شدن معناي روايات نقل شده در موضوع علت غيبت، بيان اين نكته لازم است كه يازده امام پيش از امام مهدي(علیه السلام) امر به تقيه شده بودند و موظف بودند در برابر طاغوت زمان خويش لب فرو بسته و اقدامي ننمايند و به خاطر حفظ اسلام با خلفاي زمان خويش بيعت مي‌كردند و حكومت و خلافت آنها را در ظاهر مي پذيرفتند. و به رسميت مي‌شناختند، و به اين وسيله تا مدتي از ظلم آنها در امان بودند و مي توانستند اسلام راستين را به مردم آموخته و آنها را به راه راست هدايت نمايند و تحريفات به وجود آمده در دين را تذكر داده و تدارك نمايند و مؤمنان واقعي را پرورش دهند. به همين خاطر در روايات شيعه نيز وارد شده است كه امامان معصوم (علیهم السلام)با خلفاي زمان خود بيعت مي كردند . اما امام مهدي(علیه السلام) اجازه تقيه كردن ندارد و حقيقت را صريح بيان مي نماند . يعني در راستاي تقيه و سياست حفظ ظاهر، امامان گذشته بايد بيعت مي نمودند اما امام زمان چون امر به تقيه نشده اند لذا نمي توانند بيعت نمايند، و براي عدم بيعت راهي به جز زندگي در خفاء وجود ندارد به همين دليل يكي از علل غيبت عدم بيعت امام با حاكمان زمان بيان شده است و روشن است وقتي امام بيعت ننمايند جان او در خطر خواهد بود و ظالمان و طاغوتيان به دنبال نابودي او بوده و در اين راه از هيچ تلاشي فرو گذار نخواهند بود. ولي امامان گذشته خطر به اين حد، تهديدشان نمي كرد . پس لازم است امام، جان خود را حفظ نمايد. لذا در بعضي از روايات ترس از كشته شدن و حفظ جان امام علت غيبت و زندگي پنهاني بيان شده است ، و شيخ طوسي اين علت را مهمترين علت غيبت بيان مي دارد . و چون مردم مسبب چنين وضعي هستند يعني عليه طاغوت قيام نمي كنند و اعتراض نمي نمايند و امام حق را ياري نمي كنند غضب او را به خود مي خرند و لياقت داشتن امام را از دست مي دهند به اين دليل در بعضي از روايات علت غيبت غضب او عنوان شده است و اين روش و سنت خداوند است كه هرگاه مردم قدر نعمتي را نمي دانند مورد غضب الهي واقع مي شوند و نعمت از آنها گرفته مي شود . وقتي مردم قدر نعمت ولايت و رهبري و هدايت را ندانند و نسبت به حفظ و دفاع از آن احساس مسئوليت ننمايند خداوند نيز رهبر و هادي را از جامعه و دسترس مردم دور مي كند. و اين روش و سنت را خداوند در موارد بسياري از پيامبران خويش جاري ساخته است هنگامي كه قدر پيامبر خود را ندانستند او از جامعه آنها خارج و مدتي غايب شده است مانند حضرت نوح(علیه السلام) و ابراهيم(علیه السلام) و موسي(علیه السلام) و عيسي(علیه السلام) يا حضرت ادريس(علیه السلام) ، الياس(علیه السلام) ، دانيال(علیه السلام) ، يوسف(علیه السلام) . به همين دليل در گروهي از روايات نيز علت غيبت اجرا شدن سنت و روش پيامبران در مورد حضرت مهدي(علیه السلام) بيان شده است يعني در مورد ايشان نيز چون مردم صلاحيت برخورداري از امام نور را نداشتند از وجود ايشان محروم شدند.
با بيان اين نكته معلوم مي شود بين روايات علت غيبت هيچ گونه اختلاف و تعارضي نيست و همه روايات سير واحدي را نشان مي دهند و هر روايتي به مرحله اي از اين سير اشاره مي نمايد و كسي كه اهل دقت نباشد ممكن است در مراجعه اول گمان كند روايات با هم اختلاف دارند . پس نه روايات و نه علماي شيعه در علت غيبت اختلافي ندارند .
البته طبيعي است كه در اين سير هر عالمي بنا به قرانتي كه مي يابد مرحله اي را پر رنگ‌تر و قوي‌تر بداند و در مورد آن بيشتر بحث و تأكيد كند زيرا در سير واحد بودن علل ، مساوي بودن آنها را نمي‌رساند و كسي چنين ادعايي ندارد . مثلاً چنانكه گفتيم شيخ طوسي بر خوف بيشتر تأكيد دارد اما اين به معناي منكر بودن ساير علل نيست تا تعارض يا اختلافي ايجاد شود بلكه بحث دريافتن عنصر محوري غيبت است . در پايان تذكر اين نكته نيز لازم است كه بعضي از موارد نقل شده در روايات فوائد و آثار غيبت است نه علت و سبب آن ، مانند امتحان مردم يا خالي شدن اصلاب كافران از مؤمنان و روايات نيز آنها را به عنوان علت بيان نداشته‌اند.
http://ayandehroshan.ir/vdccaoqs82bqo.la2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما