تاریخ انتشارشنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۸
کد مطلب : ۲۹۰
۰
plusresetminus
ملاحم ابن‌منادى و ملحمه دانیال / مصطفی صادقی
مقدمه
ملاحمنگارى یا پیش‌گویى حوادث مهم، پیشینه‏اى به قدمت ادیان الهى دارد و در روایات اسلامى عنوان «ملاحم و فتن» از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است. محدثان و مؤلفان مسلمان از قدیم به اين دو عنوان توجه داشته‌اند و به صورت‏هاى مختلف، به آن پرداخته‏اند. برخى ذیل كتاب‏هاى روایى خود، باب یا فصلى را به یكى از این عناوین اختصاص داده‏اند و برخى كتاب‏هاى مستقلى در این زمینه تألیف نموده‏اند.
مؤلفان شیعه غالباً از عنوان «ملاحم» استفاده كرده و حوادث آخرالزمان و نشانه‏هاى ظهور را در كتاب‏هایى با عنوان «الملاحم» آورده‏اند. در فهرست‏هاى نجاشى و شیخ طوسى بیش از بیست كتابِ ملاحم نام برده شده كه تنها در دو مورد تعبیر «الفتن» وجود دارد: یكى الفتن و الملاحم جعفر بن محمد فزارى و دیگرى الفتن حسن ‏بن على بن ابى‌حمزه بطائنى كه نجاشى پس از معرفي این كتاب توضیح مى‏دهد مقصود همان ملاحم است. به نظر مى‏رسد، عنوان «فتن» در میان اهل‌سنت و عنوان «ملاحم» در میان مؤلفان شیعه خصوصیتى داشته كه در انتخاب نام كتاب به آن توجه كرده‏اند. این خصوصیت را مي‌توان ناشى از اختلاف دیدگاه شیعه و اهل‌سنت درباره نظام حاكم دانست؛ زیرا بيشتر قیام‏ها كه عليه دستگاه خلافت شیعیان (به معناى عام)، صورت پذيرفته، از دیدگاه اهل‏سنت فتنه به شمار مى‏آيد.
از آن‌چه گفته شد، در ميان عناوين كتاب‌ها دو استثنا به چشم مى‏خورد: یكى كتاب سید بن‏ طاووس مشهور به ملاحم كه نام اصلى آن التشریف بالمنن فى التعریف بالفتن است و ديگري كتاب ملاحم ابن‌منادي نام دارد. اما توجیه این نام‌گذاري روشن است؛ زیرا كتاب سید، بر سه كتاب فتن از اهل‌سنت به نام‌هاي الفتن ابن‏حماد، الفتن سلیلى و الفتن زكریا بن یحیى مشتمل است. از این رو، نام مجموعه را به روش آنان گزيده است. ابن‌منادي نيز با توجه به آن‌كه شيعه نيست و شايد به دليل تأثيرپذيري از كتاب ملاحم دانيال، كتاب خود را به روش معمول شيعيان نام‌گذارى كرده است.
از سوي ديگر، كلمه ملاحم، جمع «مَلحَمه» است و از دو ریشه گرفته مي‌شود، گرچه بازگشت هر دو ريشه به یك اصل است: یكى چسبندگى و ديگري گوشت. اگر از ریشه اول گرفته شود، به معناى سختى نبرد است كه در آن جنگ‌جویان به هم‌دیگر گلاویز مى‏شوند و اگر از ریشه دوم گرفته شود به معناى قتل‌گاه است، كنایه از این‌كه گوشت بدن انسان‏ها در آن مى‏ریزد. در هر صورت مراد از ملحمه در این‌جا، حوادث و جنگ‏هاى خونیني است كه در آینده رخ مى‏دهد. بنابراین، ممكن است انتخاب نام ملاحم براى كتب شیعه در مقابل فتن، اشاره به فتنه نبودن ایستادگى در مقابل حاكمان غاصب و ظالم باشد كه در آن، انسان‏هاى مبارز كشته مي‌شوند.
آن‌چه در پى مى‏آید، معرفى و نقد دو كتاب ملاحم است: یكى ملاحم ابن‌منادى و دیگري كتاب دانیال يا ملحمه دانیال كه از منابع مهم ابن‌منادى در كتاب ملاحم به شمار مى‏رود.
درباره ابن‌منادى
ابوالحسین احمد بن جعفر بن محمد بن عبیدالله بن ابى‌داوود بغدادى معروف به ابن‌المنادى (256ـ336 قمري) از محدثان مشهور اهل‌سنت به شمار مى‏رود. پدربزرگش ابوجعفر محمد بن عبیدالله نیز با همین شهرت (ابن‌منادى) از رجال مشهور حدیث است. ابن‌عمّاد، جعفر بن محمد بن جعفر بن ابى‌داوود، عبیدالله را صاحب لقب «منادى» مى‏داند. بنابراین، جعفر دوم را در نسب ابن‌منادى افزوده و عبیدالله را همان ابوداوود دانسته است. اما سخن وى درباره صاحب لقب منادى درست نیست؛ زیرا جدّ مؤلف نیز با همین عنوان شهرت دارد و باید این لقب را مربوط به اجداد بالاتر وى دانست. سمعانى ذیل عنوان منادى، یكى از صاحبان آن را محمد بن عبیدالله مى‏داند و در نتيجه این لقب مربوط به محمد، پدربزرگ مؤلف كتاب ملاحم است. وى هم‌چنین گفته است منادى لقب كسى است كه اشیاء را براى فروختن یا پیداشدن صاحبش جار مى‏زند.
خطیب بغدادى، ابوالحسين بن ‌منادى را با اوصافى چون ثقه، امین، راست‌گو و پرهیزكار ستوده و گروهى از استادان حدیثى وى را نام برده است كه از آن جمله مى‏توان به پدر‌بزرگش محمد و ابوداوود سجستانى صاحب سنن اشاره كرد. وى هم‌چنین داستانى نقل كرده كه نشان دهنده شدت توجه ابن‌منادى به صداقت راویان است:
ابوالحسن بن صلت گوید: وقتى براى شنیدن حدیث نزد ابن‌منادى مى‏رفتیم، پیش از ورود، تعداد كسانى را كه قرار بود از درس او استفاده كنیم، اعلام مى‏كردیم. یك روز دو نفر به ما اضافه شدند و ما آنها را به حساب نیاوردیم. وقتى وارد شدیم و استاد متوجه این موضوع شد، از نقل حدیث خوددارى كرد. تصور كردیم براى او كارى پیش آمده است، اما وقتى از علت سؤال كردیم گفت: كسى كه در بیان تعداد افراد صداقت ندارد، در موضوعات مهم‏تر (مانند حدیث) هم امانت‌دار نخواهد بود.
خطیب مي‌افزايد كه ابن‌منادى در امور دینى خشك و سخت‏گیر بود و به جهت اخلاق تندى كه داشت، روایات بسياري از او به جا نمانده است. با این همه، در منابع رجالى اهل‌سنت از او با عظمت یاد شده و در كتب روایى آنان، احادیث فراوانى از او وجود دارد. وي به علم رجال هم آشنا بوده و در موارد فراواني از جرح و تعديل راويان، سخن او نقل شده است. كتب رجالى شیعه از ابن‌منادي یاد نكرده‌اند و توثیق یا تضعیفى درباره وى به چشم نمي‌خورد.
ابن‌ندیم، ابوالحسین بن منادى را اهل رصافه بغداد و غالب آثار وي را در زمينه علوم قرآنى ياد كرده و نوشته است:
در علوم گوناگون بیش از 120 اثر بر جاى گذاشت. تعداد آثار وى را تا چهارصد عدد هم نوشته‏اند. اما امروزه جز كتاب الملاحم او در دست‌رس نیست. كتاب متشابه القرآن نیز تنها نسخه خطى از آثار بازمانده وى معرفى شده است.
كتاب ملاحم
چنان‌كه گفته شد، بر خلاف شیوه غالب محدثان اهل‌سنت كه در موضوع پیش‌گویى‏ها از عنوان فتن استفاده مى‏كنند، كتاب ابن‌منادى با عنوان الملاحم شهرت دارد. اما روشن نیست كه این نام را خود او برگزيده باشد. مهم‏تر این‌كه چنین اثرى در فهرست‏هاى كهن و حتى متأخر به احمد بن منادى نسبت داده نشده است. گویا ابن‌بطريق، عالم شيعي قرن ششم، اولین كسي باشد كه از اين كتاب نام برده است. سيد بن ‌طاووس مي‌گويد:
يكي از علماي شيعه كتابي با عنوان كشف المخفي في مناقب المهدي نوشته و در آن 120 روايت درباره مهدي از طريق اهل‌سنت آورده كه از آن ميان، 43 حديث از كتاب ملاحم ابن‌منادي است.
ابن‌طاووس از مؤلف اين كتاب نامي نبرده، اما به اعتقاد برخي اين كتاب (كشف المخفي) از ابن‌بطريق (م 600 قمري) است كه روايات مهدويت را از ابن‌منادي از طريق مسند ابن‌حنبل آورده است. وي در كتاب العمده روايتي از ملاحم ابن‌منادي نقل مي‌كند كه در ملاحم موجود نيست. از اين‌جا مي‌توان احتمال داد كه آن‌چه امروز به عنوان ملاحم ابن‌منادي موجود است، نسخه اصلي آن نيست.
در هر حال، با توجه به حنبلى بودن ابن‌منادي، بیان روايات مهدويت از زبان وي جالب توجه است. آن‌گونه كه از مقدمه كتاب بر‌مى‏آید، مؤلف آن را براى شخصى نوشته كه از سختى‏هاى روزگار گله‌گزاري كرده و خوف آن مى‏رفته كه از مقام رضا و تسلیم فاصله بگیرد.
ابن‌منادى كتاب خود را به خوبى فصل‌بندى كرده و هر قسمت را به روشنى از بخش دیگر جدا نموده است. كتاب ملاحم از 47 باب به ترتیب در موضوعات زیر تشكيل شده است: ابتدا پس از اشاره به آیاتى از قرآن درباره حوادث آینده، روایتى را از امام صادق‏(علیه السلام) ذكر مى‏كند كه در آن، سؤالات «فیهس» یهودى از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و پاسخ آن حضرت درباره تاریخ پادشاهان گذشته آورده شده است. باب چهارم به پیش‌گویى‏هاى «سُطیح» كاهن و ابواب پنجم و ششم به كتاب دانیال اختصاص دارد كه به تفصیل از آن سخن خواهیم گفت. ابواب بعدى شامل احادیثي درباره حوادث و فتنه‏هاى پس از پیامبر است. از باب يازدهم به علائم آخرالزمان پرداخته شده، به گونه‌اي كه در برخي از ابواب فقط به چند روایت كوتاه اشاره شده است. ذكر دجال، سفیانى، فتح قسطنطنیه، جنگ با ترك و بربر، مكان‏هاى امن، شورش زنگیان بصره و فتنه بغداد از جمله این روایات است. آن‌گاه دو باب (22 و 24) را به مهدى(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اختصاص داده و روایاتى درباره فاطمى بودن آن حضرت نقل كرده است. پس از آن در باب‌هاي 25ـ 34 به نشانه‏هاى ظهور پرداخته و به تفصیل از دجال سخن گفته است. مؤلف در بخشى از باب 25، داستانى را از مقابله حسنى و سفیانى ذكر كرده كه گویا تصور وى از برخى احادیث اهل‌سنت است. این داستان كه به بیان مؤلف و بدون سند آورده شده، بر خلاف روایات مشهورى مي‌نمايد كه سفیانى را مقابل مهدى‏(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) مى‏داند. به نظر مى‏رسد، در اعتقاد ابن‌منادى، حسنى یكى از مهدى‏هاست؛ زیرا گاه تعبیر «مهدى حسنى» و گاه «مهدى حسينى» را به كار مى‏برد. این مطلب از داستان پیروزى حسنى بر سفیانى و به خصوص از عنوانى كه به باب 35 داده، كاملاً آشكار است. در باب 35 به نقل روایات مشهور «اثنى‌عشر ائمة خلیفة» از زبان رسول‌الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مي‌پردازد و عنوان آن را «خلفاى پس از حسنى» قرار مي‌دهد. بنابراین، احمد بن منادى هم مانند دیگر دوستان سنى‏اش نتوانسته مفهوم و مصداق دوازده جانشینى را كه پیامبر فرموده، درك كند. به همین دلیل، در ادامه همان باب مى‏نویسد:
هیچ‌یك از استادان ما زمان خلافت این دوازده نفر قریشى را نمى‏دانند، اما از كتاب دانیال استفاده مى‏كنیم كه اینان پس از مرگ مهدى به حكومت خواهند رسید.
در ادامه ابواب، به نشانه‏هايى دیگر از قبیل دابه، یأجوج و مأجوج، طلوع خورشید از مغرب و قحطانى پرداخته شده است. مصحح كتاب نوشته كه ابن‌منادى كتابش را به سه بخش (الفتن، الملاحم و الزیادات فى الفتن و الملاحم) تقسیم كرده است.
از اين كتاب تنها يك نسخه باقي مانده كه به سال 1270 قمري بازمي‌گردد.
اعتبار كتاب
ملاحم ابن‌منادي با روي‌كردي غيرشيعي نوشته شده و راويان آن از راويان اهل‌سنت هستند. حتی در مواردي از كتاب مانند باب‌هاي چهارم و پنجم،‌ تمامي روايات موقوف است و سند آن به معصوم نمي‌رسد. طبيعي است چنين رواياتي كه از صحابه يا تابعين نقل شده و فقط سخن آنان را بيان مي‌كند، در ميان محدثان شيعه اعتباري ندارد.
يكي از ملاك‌هاي تشخيص اعتبار كتاب، نقل ديگران از آن است. با آن‌كه محدثان اهل‌سنت و گاه شيعه از ابن‌منادي فراوان ياد كرده و احاديث او را در كتب خود آورده‌اند، به ندرت از كتاب ملاحم او نام برده‌اند. حتی سيد بن‌ طاووس كه از چنين كتاب‌هايي نقل مي‌كرده، اين كتاب را در اختيار داشته و از آن حديثي نقل نكرده است. ديگر عالمان متقدم شيعه نيز از اين كتاب روايت نكرده‌اند. در مجموع بايد گفت آن‌چه از احاديث اين كتاب در منابع ديگر موجود است و قرينه بر صحت آن وجود دارد، پذيرفتني است و منفردات آن كه غالب روايات اين كتاب را تشكيل مي‌دهند،‌ محل بررسي و تأمل است.
ابن‌منادي روايات را به سند خود از راويان متعدد نقل كرده و از منابع خود مگر كتاب دانيال نام نبرده است. از آن‌جا كه كتاب دانیال از مهم‏ترین منابع ابن‌منادى به شمار مي‌رود، در این‌جا به تفصیل درباره آن سخن مى‏گوییم.
كتاب (ملحمه) دانیال
آن‌چه با عنوان كتاب دانیال شناخته شده و شهرت دارد، بخشى از عهد عتیق است. اما در منابع اسلامى گاه از كتابى سخن گفته مى‏شود كه درباره علوم غریبه مانند رمل و نجوم و پیش‏گویى‏هایى درباره آینده است و این مطالب غیر از آن مي‌نمايد كه در تورات وجود دارد. به هر حال، نمى‏توان ارتباط آن دو را با هم انكار نمود؛ زیرا آن‌چه در منابع اسلامى درباره آینده جهان و نشانه‏هایى از آخرالزمان آمده، در بخش آخر كتاب دانیالِ عهد قدیم نيز اشاره‏اى بدان شده است.
تمام كسانى كه از كتاب دانیال نقل كرده‏اند، آن را به دانیال نبى منسوب مى‏دانند. بنابراین، تشابه اسمى یا انتساب به شخصى هم‌نامِ آن پیامبر در میان نیست. از این رو، نگاهى گذرا به زندگى نويسنده كتاب مى‏اندازیم:
حضرت دانیال(علیه السلام)، از پیامبران بنى‌اسرائیل به شمار مى‏رود كه در قرن ششم پیش از میلاد مى‏زیسته است. بنا به روایت كتاب مقدس و منابع تاریخى، نبوكد نصر (بختنصر)، پادشاه بابل، عده بسياري از مردم مصر و فلسطین را به اسارت كشيد كه دانيال از جمله آنان بود. او خواب‏هاى پادشاه را تعبیر كرد و نزد او مقام یافت تا آن‌جا كه دشمنان بر او حسد بردند و درباره‏اش سخن‌چینى كردند و بدین سبب، دانیال گرفتار زندان شد. حتى پادشاه درندگانى را به چاه یا گودالى فرستاد كه او در آن زندانى بود، اما آن درندگان به دانیال آسیبى نرساندند. شیخ صدوق روایت مى‏كند كه این پیامبر نود سال در دست نبوكد نصر اسیر بود و چون در رؤیا دید كه از سوى آسمان فرشتگانى به زمین مى‏آیند و در چاهى مي‌روند كه او زندانى است، از كرده خویش پشیمان شد و او را آزاد كرد و ضمن عذرخواهى، امر قضاوت را به او سپرد.
پس از اسلام و هنگام فتح ایران كه ابوموسى اشعرى از منطقه شوش گذر مى‏كرد، به جسدى دست یافت كه وقتى از آن پرسيد، گفتند دانیال نبى است كه هرگاه قحطى شود، اهل بابل به آن توسل مى‏جویند تا باران ببارد. ابوموسى خبر كشف این جسد را به خلیفه وقت نوشت و عمر دستور داد آن را كفن و دفن كنند. بنا به گزارش ابن‌اعثم، خلیفه از صحابه استمداد كرد و امیرالمؤمنین على‏(علیه السلام) تنها كسى بود كه از دانیال آگاهى داشت و عمر را در این موضوع راهنمایى كرد و فرمود آب نهر را بر قبر او جریان دهند تا دشمنانش به قبر دست نیابند.
پيشينه
در منابع اسلامى كه از كتاب دانیال نام برده مى‏شود، منبع و مصدرى براى آن ارائه نشده است. گفته مى‏شود كتاب دانیال را همراه با جسد او در شوش يافته‌اند.
مطرف بن مالك قُشیرى گوید:
همراه ابوموسى اشعرى در فتح شوشتر حضور داشتم، وقتى جسد دانیال را یافتیم، بسته‏هایى هم در كنار آن بود كه در یكى از آنها كتاب دانیال وجود داشت و آن را به شخصى مسیحى فروختیم.
هم‌چنین از مطرف بن عبداللّه گزارش شده كه گفت:
در سفرى كه به بیت‌المقدس رفته بودیم، كعب‌الاحبار را دیدیم كه در میان جمعى ایستاده و بزرگ یهودیان درباره علت اسلام آوردنش از او مي‌پرسد. كعب از ما خواست پاسخ او را بدهیم. شخصى از میان جمع ما كه بهترینِ ما به شمار مى‏رفت، كتابى را به گروه ارائه كرد كه آنان را تحت تأثیر قرار داد و باعث اسلام آوردنشان شد. او گفت این كتابِ دانیال است كه در روز فتح شوش به بيست درهم خریده است.
این دو خبر ممكن است این تصور را ایجاد كنند كه كتاب دانیال در زمان كشف جسد او یعنى حدود سال 21 هجرى پیدا شده است، اما روایاتى نشان مى‏دهند كتاب دانیال پیش از آن هم شهرت داشته و افرادى آن را در اختیار داشته‏اند. بر اساس برخى اخبار شیعى، ابوبكر و عمر با اطلاع از این كتاب دریافته‏اند كه حكومت پیامبر اسلام جاودانى خواهد شد. از این‌رو، به او پیوستند.
در خبر دیگرى به نقل از جریر بن عبداللّه بجلى آمده است:
رسول خدا مرا نزد ذوالكلاع فرستاد. هنگام برگشت از مأموریتم به راهبى برخورد كردم و از رسول‌الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با او سخن گفتم. وى گفت: پیامبر شما هم‌اكنون از دنیا رفت. گفتم از كجا مى‏دانى؟ گفت در كتاب دانیال مى‏نگریستم، دیدم كسى كه اوصاف پیامبر شما را دارد، در این زمان از دنیا مى‏رود. جریر مى‏گوید وقتى به مدینه بازگشتم، مطلب را درست یافتم.
به این ترتیب، اگر گزارش كشف جسد دانیال و كتاب او را در عهد خلیفه دوم بپذیریم، خواهیم گفت آن‌چه در كنار جسد یافت شده، نسخه‏اى از كتاب دانیال بوده و این بدان معنا نیست كه كتاب، پیش از آن در دسترس نبوده است. ابن‌طاووس تصریح مي‌كند كه یهودیان آن را در اختیار داشته‏اند. او هم‌چنین مى‏گوید نسخه‏اى از كتاب دانیال را یافته، اما بیان نمى‏كند كه آن را از كجا و با چه مدرك و سندى به دست آورده و راویان آن چه كسانى هستند. بنابراین، روشن نیست كه اصل این كتاب از كجا آمده است. هم‌چنين نمي‌توان اين كتاب را همان جزئى كه در كتاب مقدس آمده بدانیم؛ زیرا مطالبى كه از آن نقل مى‏شود، با آن‌چه در كتاب مقدس آمده متفاوت است.
علاوه بر جایگاهى كه این كتاب نزد یهود و مسیحیت دارد و چنان‌كه گفته شده، مسیحیان نشانه‏هایى براى تولد حضرت عیسى(علیه السلام) از آن كتاب در دست داشته‏اند، در منابع اسلامى نیز مطالبى به كتاب دانیال نسبت داده مى‏شود كه روایات آن بررسى شدني است. البته اصل این آگاهى‏ها نیز از منابع غیراسلامی سرچشمه مي‌گيرد. گفته شده شخصى در زمان خلیفه دوم از كتاب دانیال مطالبى بیان مى‏كرد كه چون به گوش خلیفه رسید، او را منع كرد و با اشاره به آیه «أحسن القصص» در قرآن گفت: آیا داستانى بهتر از آن‌چه قرآن مى‏گوید، یافت مى‏شود؟
هنگامى كه طبري خبر استمداد عمرو بن سعید والى اموى مدینه از عبدالله بن عمرو بن عاص را در موضوع ابن‌زبیر نقل مى‏كند، مى‏نویسد: عبدالله مدتى كه در مصر بوده، از كتاب‏هاى دانیال آگاهى پیدا كرده بود و به همین دلیل، قریش او را عالم مى‏شمرد. اطلاع ولید بن یزید خلیفه اموى از سلطنت آینده بنى‌عباس به وسیله كتاب دانیال نمونه دیگرى از این مطلب است. در برخى كتب شیعه روایتى طولانى از امام صادق‏(علیه السلام) وجود دارد كه امام به نقل از كتاب دانیال، احكام نجومى روزهایى از ماه محرم را بیان مى‏كند. مهم‏ترین اخبارى كه از كتاب دانیال نقل مى‏شود، درباره احوال آخرالزمان یا حكومت مهدى(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است. در این میان، كهن‏ترین منبعى كه بیشترین مطالب را درباره كتاب دانیال در‌بردارد، كتاب ملاحم ابن‌منادى است. در ادامه در این موضوع بیشتر سخن خواهیم گفت.
مطالب كتاب
آن‌چه امروزه شهرت دارد و مكرر چاپ شده، كتاب تعبیر خواب دانیال است كه همراه تعبیرهاى ابن‌سیرین و گاه تعبیرهاى منسوب به امام ششم منتشر مى‏شود. اما آن‌چه با عنوان ملاحم دانیال امروزه در برخى كتاب‌خانه‏هاى معتبر مى‏توان یافت (تا آن‌جا كه نگارنده جست‌وجو كرده)، دو نسخه زیر است:
1. ملحمه دانیال كه جزوه‏اى كوچك است و چند دهه قبل توسط چاپ‌خانه حیدریه نجف اشرف به صورت سنگى منتشر شده و روى آن چنین نوشته است: «ملحمة دانیال المنسوبة الى دانیال النبى(علیه السلام)». این نسخه شناسه دیگرى ندارد و در آن نامى از مؤلف یا تنظیم كننده نیست. در ابتداى این كتاب چنين آمده است:
دانیال، این مطالب را از كتاب‏هایى كه آدم(علیه السلام) در غار به ودیعه نهاده بود، نقل كرده است. این كتاب در صندوقى بوده كه قفل آن سالى یك‌بار در روز عاشورا باز مى‏شده است.
مطالب این نسخه درباره ماه‏هاى سال و پیش‏گویى‏هاى نجومى است و این‌كه اگر فلان ماه چه خصوصیاتى داشته باشد چه اتفاقاتى رخ خواهد داد. مثلاً در صفحه پنجم مى‏خوانیم:
قال دانیال إن دخلت السنة یوم الأحد كان مولدها الأسد...
و در صفحه 22:
قال دانیال إن ولدت السنة بالمیزان و الزهرة لها من النواحى القبلة و أكثر بلاد الغرب فتشدّ ریاح السموم و یكثر الخسف و الزلازل.
2. «ملهمه»! دانیال كه به علامه مجلسى منسوب است و سال‌ها قبل توسط كتاب‌فروشى اسلامیه تهران به صورت سنگى چاپ شده است. مطالب این جزوه چیزى جز كتاب تفلیسى نیست كه از آن نام خواهیم برد؛ زیرا اولاً علامه مجلسى چنین كتابى نداشته و در بحارالأنوار یا الذریعه یا كتب دیگر كه از ملحمه دانیال نام برده شده، سخنى از اين تألیف نیست؛ ثانیاً فقط بر روى جلد از علامه مجلسى نام برده شده و در اثناى كتاب نامي از مؤلف وجود ندارد، بلكه در حاشیه صفحه نوشته است: «به قولى مؤلف نجیب‌الدین اصفهانى است»؛ ثالثاً در مقدمه این نسخه همان كلماتى كه آقابزرگ از مقدمه نسخه تفلیسى یاد كرده، آمده است.
بررسى بیشتر نشان مى‏دهد كه علت انتساب این كتاب به علامه مجلسى آن است كه در حاشيه یكى از چاپ‏هاى كتاب اختیارات علامه مجلسى، كه در موضوع نجوم نوشته شده، كتابى با عنوان اصول ملحمه آمده است كه در آخر كتاب از حاشیه به متن منتقل شده و بعدها به اعتبار كتاب اختیارات، به مرحوم مجلسى نسبت داده شده است. با مراجعه به این نسخه، این نكته هم روشن مى‏شود كه ملحمه دانیال بر خلاف تصورى كه از نام آن مى‏شود، در موضوع نجوم است و ارتباطى به پیش‏گویى یا ملاحم آخرالزمان ندارد.
از سوى دیگر، فهرست‏نویسان كهن، نامى از كتاب دانیال نمى‏برند. ابن‌ندیم تنها از كتاب دانیالى كه جزء تورات است، نام برده و از كتاب دانيالي كه در منابع اسلامى آمده و از آن روایت مى‏كنند، نامى نمى‏برد. فهرست‌نویسان متأخر مانند حاجى‌خلیفه و آقابزرگ از كتابى با عنوان ملحمه دانیال نام مى‏برند كه تألیف كمال‏الدین ابراهیم بن حبیش تفلیسى (م629 قمري) پزشك و منجم است. این قدیمى‏ترین كتابى است كه به طور مشخص به دانیال نبى نسبت داده مى‏شود و مطالب آن درباره نجوم است.
در منابع كهن و معتبر شیعه مانند كتب اربعه یا مؤلفات بزرگان شیعه مانند شیخ مفید، از این كتاب و مطالب آن سخنى به چشم نمى‏خورد و آن‌چه هست، درباره سده‏هاى متأخر است. ابن‌طاووس (م 664 قمري) در كشف المحجّه مى‏نویسد: به كتاب دانیال دست یافتم كه خلاصه كتاب ملاحم است و آن اكنون نزد ماست. از عبارت سید استفاده مى‏شود كه دست‌كم خلاصه‌اي از كتاب دانیال نزد وى وجود داشته است. افندى صاحب ریاض العلماء در مطالبى كه خطاب به استادش علامه مجلسى نوشته و در خاتمه بحارالأنوار آمده، مى‏نویسد: از جمله كتاب‏هایى كه خوب است به بحارالأنوار ملحق شود، كتاب ملاحم دانیال است كه سید بن ‏طاووس در كشف المحجّه گفته آن را خلاصه كرده یا در كتاب‌خانه‏اش دارد. سپس افندى مي‌افزايد كه این از جمله كتبى است كه من براى شما (مجلسى) خریده‏ام. با این حال گویا مرحوم مجلسى به این‌گونه كتب چندان اعتمادى نداشته كه از آنها نقل نكرده است. وى پس از نقل روایتي درباره نجوم كه گفته شده امام صادق‏(علیه السلام) از كتاب دانیال نقل كرده، مى‏نویسد: در بعضى از كتاب‏هاى كهن مطالب و اخبارى طولانى در موضوع ملاحم و احكام نجوم یافتم كه به دلیل عدم اعتماد بر اسناد، آنها را نقل نمى‏كنم، هرچند این اخبار از امام صادق(علیه السلام) یا دانیال روایت شده است. آقا بزرگ هم به نقل از مجلسى مى‏نویسد: كتاب دانیال به امام صادق‏(علیه السلام) مشهور است، با وجود اين من اعتماد چندانى به آن ندارم.
غالباً هر كتابى پیشینه‏اى دارد كه سند اعتبار آن بوده و اهمیت كتاب وابسته به آن سابقه است. این‌كه روایت‌گرانِ آن در طول قرن‏ها چه كسانى بوده‏اند و یا نویسندگان از كجا مطالب آن را نقل كرده‏اند، نكاتى مهم درباره یك كتاب یا نوشته است. ابن‌منادى درباره مصدر خود نسبت به این كتاب مى‏نویسد: این كتاب از بزرگان اهل كتاب شنیده شده و ایشان آن را جز به افراد مورد اعتماد نمى‏داده‏اند؛ چون پیش‏گویى‏هاى مهمى در آن وجود دارد. اما این نویسنده كه گفتیم قدیمى‏ترین راوى تفصیلى اخبار ملاحم از دانیال است، هیچ‏گونه سند معتبر یا مصدر و پیشینه‏اى براى گفته‏هاى خود بیان نمى‏كند. مهم‏ترین بخشى كه ابن‌منادى از كتاب دانیال نقل مى‏كند، روایتى 36 صفحه‏اى است كه وى سند آن را این‌گونه ذكر مى‏كند: به من خبر داد ابوسلیمان عبدالله بن جریر جوالیقى و گفت: مردى از اهل كتاب كه معروف به جمع‌آورى ملاحم است، به او خبر داده است. این تمامى سندى است كه ابن‌منادى درباره خبرى مفصل از كتاب دانیال ارائه مى‏كند.
نيز هيچ دليلي بر صحت و استناد كتاب ملحمه (یا ملهمه!) دانیال وجود ندارد، بلكه در آن مطالبى آمده كه نشان مى‏دهد انتساب آن به دانیال نبى درست نیست. در نسخه چاپ نجف به این چند كلمه بسنده شده كه «ملحمة دانیال من الكتب الجلیلة الصادقه» در پشت برگه اول هم از سید نعمت‌الله جزایرى این‌چنین نقل شده كه: این نشانه‌هایى است كه خداوند براى پیامبرش دانیال بیان كرده و ما آن را تجربه كرده و درست یافته‏ایم و این خود دلیل بر صحت مطالب آن است. در ميان كتاب هم تعبیراتى به كار رفته كه انتساب آن با چنین اسناد و مداركى به دانیال (شش قرن پیش از میلاد) كاملاً غیر علمى است.
بنابر آن‌چه گفته شد، مطالبى كه ابن‌منادى در كتاب خود به نقل از دانیال نبى آورده و آن را وحى الهى معرفى مى‏كند، علاوه بر نداشتن منبع و سندى اعتنا و اعتمادپذير، مطالبى داستان‌گونه است كه گویا قصه‌پردازان قرون اولیه آن را ساخته و پرداخته و نام كتاب دانیال بر آن نهاده‏اند.
در بغداد مردى بود كه به «دانیالى» شهرت داشت و مدعى بود كه كتاب‏هاى قدیمى دارد. او آن كتاب‌ها را به دانیال پیامبر نسبت مى‏داد. دانيالي كتاب‏هایى شبیه خط كهنه مى‏نوشت و در آنها با رموز و اشارات نام افراد را با آن‌چه به آن امید داشتند، مى‏آورد و در بین درباریان موقعیتى پیدا كرده بود. مورخان نمونه‏اى از حیله‏هاى او را به منظور وزارت رسیدن یكى از دوستانش گزارش كرده‏اند.
ابن‌منادى و كتاب دانیال‏
مطالب موجود در نسخه ملحمه دانیال، هیچ شباهتى به آن‌چه ابن‌منادى در كتابش نقل كرده، ندارد. ابن‌منادى دو فصل از كتاب خود را (بیش از پنجاه صفحه) به موضوع كتاب دانیال اختصاص داده است؛ ابتدا درباره اعتبار كتاب دانیال و سپس پیش‏گویى‏هاى آن درباره نشانه‏هاى آخرالزمان و مهدى(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) سخن مى‏گوید. اخبارى كه وى در موضوع اهمیت و اعتبار كتاب دانیال ذكر كرده، از صحابه یا تابعین است و در این میان كعب‌الاحبار جایگاه ویژه‏اى دارد. در منابع دیگر هم وقتى از كتاب دانیال سخن در میان است، نام كعب بیش از دیگران به چشم مى‏خورد. روشن نیست این همه نام بردن از كعب در این موضوع بر اعتبار كتاب دانیال مى‏افزاید، یا از آن مى‏كاهد. چون كعب‌الاحبار (نامش كعب بن ماتع، اهل یمن و از قبیله حمیر) در زمان پیامبر موقعیتى نداشته، بلكه در عهد خلیفه دوم اسلام آورده و به مدینه آمده و در نزد خلیفه دوم جایگاه عظیمى یافته است. به گفته ابن ابى‌الحدید، كعب از امیرمؤمنان(علیه السلام) روى‌گردان بوده و آن حضرت او را دروغ‌گو مى‏خوانده است. كعب‌الاحبار قرن‌ها مورد وثوق و اطمینان مسلمانان بوده و نقل‏هایش كتاب‌هاى تفسیرى و تاریخى را پر كرده است. با وجود اين، امروزه حتى عالمان اهل‌سنت نيز درباره گفته‌هاي او تردید دارند. كعب از كسانى به شمار مي‌رود كه به وارد كردن اخبار یهود (اسرائیلیات) در اسلام شهرت دارد. نمونه‏اى از این مطلب را طبرى در موضوع خلقت خورشید و ماه آورده و نوشته است: ابن‌عباس از گفته كعب خشمگین شد و سه مرتبه گفت: «كعب دروغ گفته است... . این مطلب از یهودیان است كه او مى‏خواهد در اسلام وارد كند.»
در بخش دیگرى كه ابن‌منادى، مؤلف حنبلى الملاحم، از كتاب دانیال آورده، با اشاره به خلافت معتمد عباسى و حاكمانِ پس از او، به تفصیل درباره ظهور سفیانى كه نامش را عنبسة بن هند دانسته و مقابله او با حسنى، سخن گفته شده است. مطالبى كه در این‌جا درباره سفیانى و حسنى بیان شده، در روایات شیعه و حتى در منابع عامه به ندرت یافت مى‏شود و یا اصلاً وجود ندارد. سید بن‌ طاووس هم بنا به شیوه معمول خود به خصوص در كتاب ملاحم (التشریف بالمنن) كه از منابع عامه فراوان نقل مى‏كند، مطالبى از كتاب دانیال گزارش كرده است. در كتاب عقد الدرر نیز كه مؤلف آن (سلمى شافعى)، تقریباً معاصر سید به شمار مي‌رود، مطالبى منسوب به این كتاب وجود دارد.

فهرست منابع
قرآن كریم؛
كتاب مقدس؛
اخبار الدولة العباسیة؛ مؤلف مجهول قرن سوم؛ تحقیق عبد العزیز الدورى و عبد الجبار المطلبى بیروت: دارالطلیعه، 1391ق؛
الاقبال؛
الانساب، عبدالكريم بن محمد السمعاني، بيروت: دارالجنان، 1408؛
انساب الاَشراف؛ احمد بن یحیى البلاذرى (م 279)، تحقیق سهیل زكّار و ریاض زركلى؛ بیروت: دارالفكر، 1417 ق؛
بحارالأنوار؛ علامه محمدباقر مجلسى، بیروت: داراحیاءالتراث العربى، 1403 ق؛
البدء والتاریخ؛ مطهر بن طاهر المقدسی؛ بیروت: دار صادر، 1903 م؛
تاریخ الطبرى (تاریخ الاُمم و الملوك) محمد بن جَریر طبرى (م 310)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم؛ بیروت: دارالتراث العربى، بى‏تا؛
تاریخ بغداد، احمد بن على خطیب بغدادى، (م 462)، تحقیق مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمیه، 1417؛
التشريف بالمنن (الملاحم)؛ سيد بن طاووس، تحقيق مؤسسه صاحب الامر، اصفهان، گلبهار، 1416.
الخرائج و الجرائح، قطب راوندى، قم، مدرسه امام مهدى؛
الذریعة الى تصانیف الشیعه، آقا بزرگ تهرانى (م 1389)، بیروت، دار الأضواء، 1403؛
رجال النجاشي،‌ تحقيق النائيني، بيروت: دارالاضواء، 1408؛
سیر اعلام النبلاء، محمد بن احمد ذهبى(م 748)، تحقیق شعیب الارناوؤط، مؤسسة الرساله، 1413؛
شذرات الذهب، ابن‌عماد الحنبلي، بيروت: دار ابن‌كثير،‌ 1406؛
شرح نهج البلاغه،عبد الحمید ابن ابى‌الحدید (م 656)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء الكتب العربیه، 1378؛
طبقات المنابله، ابن ابي‌يعلي،
الطرائف، سيد ابن‌طاووس، قم: بي‌نا، 1399.
العمده، ابن‌بطريق، قم: جامعه مدرسين، 1407.
فتح الباری بشرح صحیح البخاری؛ احمد بن على العسقلانى(م 852)؛ تحقیق بن باز، بیروت: دارالفكر، 1411 ق؛
الفتوح، احمد بن اعثم، (م 314)، تحقیق على شیرى، بیروت، دار الاضواء، 1411ق؛
فتوح البلدان، احمدبن یحیى بلاذرى (م 279)، قاهره، مكتبة لجنة البیان العربى، 1379؛
الفهرست، ابن‌ندیم، محمد بن اسحاق (م 385)، تحقیق رضا تجدد؛
كتابخانه سيد ابن‌طاووس، اتان كولبرك، ترجمه قرائي / جعفريان، كتابخانه مرعشي، قم 1371.
كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون، مصطفى بن عبدالله حاجى خلیفه (م 1067)، بیروت، دارالكتب العلمیه، 1413؛
كشف المحجه، سید بن طاووس، نجف، حیدریه، 1375ق؛
كمال‏الدین و تمام‏النعمه؛ ابوجعفر محمد بن على ابن‌بابویه (شیخ صدوق، م 381) تحقیق على‏اكبر غفارى قم: جامعه مدرسین، 1405ق؛
مروج الذهب و معادن الجوهر؛ علی بن الحسین المسعودی ؛ تحقیق محمد محیی الدین ؛ بیروت: دارالفكر 1409؛
المصنف، ابن ابى‌شیبه (م 235)، تحقیق سعید محمد لحام، بیروت، دارالفكر، 1409؛
المصنف؛ عبدالرزاق بن همام صنعانى(م 211)؛ تحقیق اعظمى؛ بیروت: منشورات المجلس العلمى، 1392 ق؛
الملاحم، ابن‌المنادى احمد بن جعفر، تحقیق العُقیلى قم: دارالسیره، 1418 ق.
http://ayandehroshan.ir/vdceb78wijh8o.9bj.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما